﻿




ارتباطات
وقتی کارمندین توانایی های فنی مهمتره ولی اینجا توانایی های ارتباطی. شا ید بتونیم دیپلماسی هم بهش بگیم. در واقع شما پیش می رین که کارفرما راضی باشه و پروژه هم انجام بشه. ار کشف می کنین که آیا واقعا می خواد لینوکس ردهت نصب کنه یا یک لینوکس سنت او اس براش بهتره و اینو درست بهش توضیح می دین اما اگر می گه فلان جا فونت زرد می خوام، شما فونت رو زرد می کنین . تعامل مهمه نه «کار درست» و نه «گوش به فرمان بودن». اهمیت انگلیسی در اینجا و ایمیل اول. صحبت از سورس و دیدن پیشرفت پروژه شما رو کلی جلو می ندازه


تجربه تخمین قیمت
بقیه رو نگاه کنین. بحث پول و زمانه . حواستون به کارهای جانبی هم باشه. از گرافیک تا ایمیل زدن تا داکیومنت کردن تا خیلی چیزهای دیگه. قرا رنیست حداقل قیمت رو بدین و کار بگیرین.  


توانایی چانه زنی
معلومه که اونها می خوان با قیمت کمتر و زمان کمتر پیروز بشن. بسیار مهمه. ضد چانه زنی هم بلد باشین: حالا اینو بگو اونو بگو. توانایی «نه» گفتن. بدونیم که خارجی ها به اندازه ما تعارف ندارن. تو چانه زدن بهتر از کم کردن قیمت، بیشتر کردن خدمات است


توانایی حل مساله
موقع کارمندی همینجوری پاسکاری می کنین ولی اینجا طرف شما رو استخدام کرده که مساله رو حل کنین. کش ندیدن و پیش ببرین! پاسکاری اشتباهه کاملا. آدم ها دنبال با سوادارین نمی گردن، بلکه دنبال راه حلی برای مشکلشون هستن. 

مهارت مدیر پروژه
چیزی مثل ۵دی مهمه. شما کارمند نیستین بلکه قراره پروژه رو پیش ببرین و به نتیجه برسونین. مثلا من همیشه دیزاین رو می دادم به یکی دیگه چون کاملا ممکنه پروژه رو شکست بده . از جمله توانایی مدیریت زمان  و دونستن اینکه شما فقط برنامه نویس نیستین بلکه یک شرکت کاملین. از منشی تا تعمیرکار تا روابط عمومی 


داکیومنت کردن
باعث می شه دوباره بیان پیش شما! قول می دم! در طول مسیر کار دائما یادداشت بردارین. بعدا شدیدا به درد خودتون هم می خوره. با چیزی مثل md به راحتی می تونین یه داکیومنت خوب در آخر کار تحویل بدین

 
توانایی مارکتینگ / crm
لازمه لید ها رو پیدا کنین، خبر بدین، پیگیری کنین ، برای خودتون رزومه خوب درست کنین ،از آدم ها درخواست کنین بعداز پروژه بهتون ستاره بدن و این چیزها. 



حوزه کاری
اگر متمرکز باشین کارهای بهتری می گیرین معمولا. آدم آچار فرانسه کامل همه جا هست ولی دریلی که کنارش یه آچار فرانسه نصبه خیلی مفیده (: یک حوزه خاص داشته باشین و اون تو کار کنین. حتی اگر دیتا انتری است (: دو تا استراتژی می تونین داشته باشین : یکی اینکه با عموم باشین که کار هم براش زیاده و یکی اینکه متخصص یک چیز نسبتا بی ربط باشین که دست توش خیلی کمه.



پیش رفتن
وقتی کار فری لنس می کنین هیچ وقت خدای فلان چیز نیستین بلکه همراه یم شین برای حل مساله. شاید خیلی تو فلان چیز خوب باشین. بهتر از هر چیزی که ممکنه یه شرکت لازم داره! اما کماکان باید آماده یادگیری باشین و رشد کردن از طرق کار. مستقل از اون، دائما هم باید یاد بگیرین که بازار رو نبازین به بقیه ! از کورس آنلاین تا سمینار تا پروژه شخصی. 

زندیگی شخصی
و همه شغل ها زمان ثابتی دارن. اصطلاح «وقت طلاست» اینجا کار نمی کنه.. وقت شما پول نیست بلکه وقت شما است و تصمیمی می گیرین چطوری بهتر مصرفش کنین. مدیریت زمان مهمه (فیلم این لاین) و نصفه شب کار نکردن دائم و ... همین بحث نوتیفکیشن ها هم هست. مکان کار جدا از مکان زندگی باشه خوبه. سفر و تعطیلی و تفریح 


ابزارها
- دوست صمیمی
- داکیومنت کردن پروژه ها (زیم/ویکی)
- زمان سنج (تاگل)
- نگه داشتن ترک کارها (ترلو)
- پسورد منیجر 
- بک آپ (دراپ باکس / گیت)
- ایمیل و نوتیفکیشن حین کار (تاندربرد)

